تبليغاتX
روزی روزگاری اراک - ARAK
 

شبهای تابستان

اراک باغ ملی


 

نوشته شده توسط حمید در سه شنبه چهارم تیر 1387 ساعت 0:1 موضوع | لینک ثابت


خلیج همیشه فارس Google Earth & Persian Gulf

 Google Earth


 

نوشته شده توسط حمید در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 ساعت 22:4 موضوع | لینک ثابت


یعنی میشه همچه چیزی ؟ سنگ بزرگ نباشه که علامت .....

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

شمایلی که به دیوار شهر آویزان شده بسیار بلند پروازانه ورویایست!! حداقل برای اراک!

چون هنوز یادمان نرفته که پل شهر صنعتی علیرغم شروع باشکوهش به ناگاه زمین خورد

ودوباره سرپا ایستادنش سه سال!!! طول کشید.آنهم بدست هفت هشت کارگر افغانی با

وسایل کاملا ابتدایی و سنگ و خاک که بیشتر به دیوار چین!! میماند تا یک پل امروزی!

کار بجایی رسید که مرحوم نوذری در مسابقه تلویزیونی از کی بپرسم آن زمان سوالی

به طنز طرح کرد با عنوان طولانی ترین پروژه عمرانی ایران!!!

این در حالی بود که کارخانه ماشین سازی اراک برای پاکستان پل قائد اعظم را در کراچی

می ساخت.درنهایت هم برادران پاکستانی از باب تشکر! دو تن از همشهریان ما را که در

 حال تکمیل کردن این پل بودند به رگبار مسلسل بستند .

قسمتهایی از پروژه که شمایل آن را میبینیم حدود سه سال است که آغازشده وبعد از اینهمه

مدت چیزی مثل یک رودخانه بی سروته بیشتر نیست!!حالا کی تمام مشود خدا میداند .

خداکند به عمر ما وصال بدهد و مثل دهکده المپیک در حد شعار وشمایل باقی نماند .انشاء الله.


 

نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 22:30 موضوع شهری | لینک ثابت


یادی از یک هنرمند محبوب اراکی

خانم پوری بنایی هنرمند قدیمی ومحبوب اراکی گفتگوی ویژه نوروزی

با رادیو زمانه داشته اند . قسمت کوتاهی از آن را ببینید.

نوروز برای شما یاد‌آور چیست؟

من یادم می‌آید پنج سالم بود. آن زمان اراک بودیم. نزدیک‌های عید یک روز پدرم گفت: «خب بچه‌ها آماده شوید، برویم بازار ‌بزرگ؛ می‌خواهم برایتان لباس عید بخرم.» یادم می‌آید آن زمان برایم گیوه خریده بودند؛ چه گیوه‌های خوشگلی! گیوه سنجان اراک و لباس‌های خوشگلی هم برای‌مان گرفته بودند و من هیچ وقت خاطره گیوه سنجان اراک یادم نمی‌رود. برای این‌که گیوه‌ها را پوشیده بودم و با پسر عمویم هوشنگ بنایی، در حیاط منزل آن‌ها داشتیم بازی می کردیم. روز عید بود و من گیوه‌هایم را پوشیده بودم‌.

روی حوض‌شان یک تخته انداخته بودند که دریچه‌ای هم بود که یخ زده بود. من رفتم که آن یخ را بشکنم، بیاورم بگذارم توی حیاط تا آفتاب یخ را آب کند و آبش راه بیفتد؛ با سر رفتم توی حوض و رفتم زیر تخته‌ها. هوشنگ بنایی آمده بود و موهای من را گرفته بود و می‌کشید بیرون. من می گفتم‌: (‌با لهجه اراکی‌) «و ِلُم کن ماخوام برم گیوه سنجونی‌هامو در آرم.» (‌با خنده‌) این قشنگ‌ترین خاطره نوروز من است که گیوه سنجانی را یادم نمی‌رود.

 


 

نوشته شده توسط حمید در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 ساعت 21:47 موضوع فرهنگی اجتماعی | لینک ثابت


نوروز- Norooz-Nevrooz- Навруз

سال گذشته در باره میر نوروزی برای بچه ها مطالبی نوشتم وتقاضای گرامی داشت آیینها ؛ باورها

وافسانه های مربوط به نوروز را  از  هم میهنان وبویژه همشهریهای عزیز داشتم .

اما امسال عید که در میدانهای شهر نمادهای نوروزی را دیدم بسیار خوشحال و

من هم مثل بچه ها ذوق زده شدم .

نمادهای بسیار زیبا ودیدنی از همان باورهای کهن که مردم دوستشان دارند در میدانهای

شهر نصب شده و بسیار مورد توجه مردم قرار گرفته من از طرف خود از همه کسانی که در

طرح واجرای این نمادهای سنتی نوروزی دست داشته اند. قدر دانی و به آنها دست مریزاد میگویم.

.عکسهایی از این نمادهای دوست داشتنی را ببینید.

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

Image hosted by allyoucanupload.com

Image hosted by allyoucanupload.com


 

نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 20:0 موضوع فرهنگی اجتماعی | لینک ثابت


توضیح‎ ‎زیادی لازم نیست.

 

هزار صفحه به صد صفحه! اینطوری بهتره! چرا؟

چون اون یکی کمرش درد میکنه واین یکی قدش نمیرسه.


 

نوشته شده توسط حمید در دوشنبه هفدهم دی 1386 ساعت 20:33 موضوع | لینک ثابت