تبليغاتX
روزی روزگاری اراک - ARAK
 

22 بهمن سالگرد اراده ملت

 


 

نوشته شده توسط حمید در جمعه بیست و یکم بهمن 1384 ساعت موضوع | لینک ثابت


عاشورا

 

شور شهادت حسين چه شهر را آشفته مى كند. دل ها پريشان مى شوند و غمگساران ساليانه در تكرار مكرر گذر زمان ياد حسين را زنده مى كنند. تاسوعا و عاشورا در تقويم حسينيان چون احياى قدرى ديگر است كه آن را قدر مى دارند. شب هاى تاسوعا كه قريب به روزى آذرنگ آگين در تاريخ است چه سوگوارانه عاشقان حسين نام او و حادثه سازان عاشورا را گرامى مى دارند.عاشورا كه مى آيد، در اين ظهر خونين بعضى به كنجى خزيده و آرام اشك مى ريزند. برخى به جماعت نوحه سرايى مى كنند و برخى ديگر به ياد خيمه هاى سوخته حسينيان خيمه مى سوزانند تا در اين شباهت دل خود را به لحظه پر صعوبت دلسوختگان عاشورا قرين كنند. هركس شيوه اى برمى گزيند و به آن شيوه در اين عاشورا دل مى شوراند.با اذان ظهر؛ طبل ها به صدا درمى آيند. سنج ها در بالاى سر محكم كوفته مى شوند، غمگينان واقعه عاشورا از حركت باز مى ايستند، بر سينه به رسم سوگوارى مى زنند و گونه تر مى كنند.... چرا كه حسين ديگر نيست. و وارثان پيامبر را به سختى و اسارت سوق داده اند. درد آفريدند تا زير اين بى داد، داد حسين دفن شود. چه انديشه دورى داشتند، اما فرياد زينب صداى خون حسين را در گوش ها مى خواند و هنوز پس از قرن ها، شيعيان او در كوچه پس كوچه ها نامش را فرياد مى كنند و در فريادشان صدق حسين را تصديق مى كنند.حسينا، بخواه از حيات دهنده و ممات دهنده تو و بشر كه زندگى و مرگمان را در سبيل سلاله تو بنهد و از آن سبيل نلغزيم. مباد كه به عزادارى تو عزيمت كنيم، مرثيه در رثايت بسراييم و سينه بر اين واقعه سرخ كنيم، اما فقط براى چگونه بودن قيام تو نه براى چرا بودن آن و چون حسين گرديدن. كه يافتن آن چرايى و با مرام تو عجين شدن صدها بار از گريستن براى تو خوش تر است. ياحسين، گر تنها تن سياه كنيم چه سود وقتى دل و جان با تو نياسود.مباد كه ريا در ياددارى تو رخنه كند و رنگ و لعاب تظاهر به شريعت و تضرع به فقد امامت عصمت جاى اذعان به حق و حقيقت را در ديانت تنگ كند.شفيع باش، تا اين دنيا به طينت طاهر بزييم و در آخرت با وجودى ناصر.حسينا، بودنت و رفتنت يكسره پيام زمزمه كرد. يارى ده تا ايمان را در نهادمان نهادينه كنيم و مماتمان در طريق ايمان موثر افتد. و يارى مان ده تا هم ديندار باشيم و هم آزاده بميريم و در برابر ستم سر برآريم كه "مرگ جز سعادت و زندگى با ستمكاران جز خوارى نيست"

مرا مرگ خوش تر از اين زندگى/كه سالار باشم كنم بندگى
بزرگى كه انجام آن تيرگى است/بر آن بهترى بر ببايد گريست
به نام نكو گر بميرم رواست/مرا نام بايد كه تن، مرگ راست
فردوسي

  
   


 

نوشته شده توسط حمید در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1384 ساعت موضوع | لینک ثابت


ماایرانیان!

يکی از کسانی که در جشن دويست سالگی اراک شرکت کرده بود همشهری بسيار بزرگوار و دانشمند ما آقای دکتر عطاء الله مهاجرانی بود و او در جريان سخنرانی اش مطالب جالبی گفت که بخشی از آن را برايتان نقل ميکنم .

از جمله بخشی از خاطرات يک جهانگرد اسکانديناويايی را که حدود ۸۰ سال قبل از اين از ايران و شهر مشهد ديدن کرده و در کتاب خاطراتش نوشته را روايت ميکرد :

در شهر مشهد مهمان کسی بودم که يک دخترک بسيار زيبا و شيرين سخن داشت وقتی از آن دخترک سن او را سئوال کردم گفت شش سال دارد و مادرش هم اضافه کرد او دقيقاٌ شش سال دارد يعنی اينکه او امروز شش ساله شده است .

از مادر پرسيدم اگر امروز مصادف با سالروز تولد اوست پس چرا برايش جشن تولد نمی گيريد ؟

مادرش جواب داد : ما در ايران اينکار را نمی کنيم .

تعجب کردم ! عصر همانروز به اتفاق پدر همان دختر به مراسم ختم و بزرگداشت يکی از دوستانش رفتيم و من بعد از مراسم که بسيار باشکوه و عالی و در نهايت تالم و تاثر برگزار شد از دوستم پرسيدم : اين مراسم برای چه برگزار می شد ؟

او جواب داد : اين مراسم يادبود و ختم برای گراميداشت هشتمين سالروز درگذشت آن مرد بود .

من فهميدم که ايرانی ها به مرگ بيش از تولد اهميت می دهند !

روز بعد وقتی از بازار مشهد عبور ميکردم مرد بنايی را ديدم که بر بالای داربست مشغول چيدن آجرهای سردر يک مسجد بسيار قديمی بود و او چنان در کار دقيق خود فرو رفته و با دقت و ظرافت کار ميکرد که اصلاٌ عابرين را احساس نميکرد ولی مردم هم بدون توجه به اينهمه دقت و ظرافت در کمال بی توجهی از کنار او عبور ميکردند .

بعد ازظهر همانروز در گشت و گذارم به کنار ديوار بسيار قطور و کهنی رسيدم که گويا روزگاری باروی شهر بوده و اکنون عده ای کارگر مشغول تخريب آن بودند و بصورن دسته چند نفری تير چوبی بزرگی را بدست گرفته و با سرعت به ديوار می کوبيدند تا آنرا خراب کنند و در همانحال عده زيادی از پير و جوان بر گردشان جمع شده بودند و مراسم تخريب آن ديوار کهن را تماشا ميکردند .

من فهميدم که ايرانی ها تخريب را بيش از سازندگی دوست دارند !

دکتر مهاجرانی در ادامه صحبتهايش گفت که ما بايد ديدگاه خودمان را تغيير دهيم و به گونه ای ديگر به مسائل نگاه کنيم .....

 

ايشان در ادامه صحبتهای خود در رابطه با لزوم تغيير در ديدگاههای ما نسبت به همه چيز به يک خاطره اشاره کرد و گفت :

برای يک سفر رسمی بعنوان وزير ارشاد به دبی رفته بودم و اغلب وزرای ارشاد و فرهنگ کشورهای اسلامی هم در آنجا بودند . يکی از مردان سياسی مصر رو به رئيس دولت امارات کرد و پرسيد : شما ادعای اسلامی بودن می کنيد ولی در کشور شما مشروبات الکلی که در اسلام حرام است خريد و فروش می شود .

رئيس دولت امارات گفت : خلاف به عرض شما رسانده اند ما در اينجا مشروب فروشی نداريم ولی در خيلی از هتل ها به خاطر توريست های خارجی مشروب هم سرو ميشود .

آن شخص مصری گفت : ولی برخی از هموطنان شما آن را از هتلها خريداری و با خود به منزل می برند .

رئيس پاسخ داد : ممکن است ولی برای ما همين که کسی آنرا در انظار عمومی مصرف نکند کفايت ميکند و ما با مردم خودمان تا پشت درب خانه هايشان کار داريم اما با آنها وارد خانه شان نمی شويم و آنها به دلخواه خود در درون خانه شان زندگی ميکنند .

دکتر مهاجرانی در ادامه صحبتهای خودگفت : ولی ما در کشور خودمان تا اعماق خانه ها و قلب مردم را هم ميکاويم تا بلکه نقطه ای پيدا کرده و آنرا برای بی آبرو کردن شخص دستاويز قرار دهيم . به اين دلايل است که ديگران در عرض کمتر از بيست سال شهر و کشور خودرا به نقطه ای بسيار مهم برای تجارت جهانی تبديل کرده اند و ما بعد از دويست سال از تاسيس شهر اراک هنوز روز بروز آنرا آلوده تر می بينيم !!

(باتشکراز سایت کمیجان)


 

نوشته شده توسط حمید در پنجشنبه سیزدهم بهمن 1384 ساعت موضوع | لینک ثابت


اسکنا سهای مسخره برره ای!!!

چند وقتی است  اسکناسها یی با تصاویربازیگران برره توسط عده ای پول دوست چاپ ومنتشر شده

در نگاه اول شاید فقط خنده دار باشدولی برای من و یا شما که بالای چهل سال سن داریدیاد آور- 

 - خاطرات کودکی ونوجوانی است.وقتی به این اسکناسها خیره میشوم حس بدی بمن دست میدهد

.  حس میکنم به تا ر یخ مملکت اهانت شده.

  (به خوب و بد رژیم گذشته کاری ندارم هر چه بوده گذشته و بتا ریخ پیوسته حالا زباله دان یا گلدانش بماند!)

-شما چه نظری دارید؟.

خاطرات خود را در این مورد یکبار د یگر  مرور کنید.

 5 Rials, Mohammad Reza Shah Pahlavi, 0.5 To'man, Nim To'wman, Iranian Currency

5 Rials, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  0.5 To'man, Nim To'wman, Iranian Currency10 Rials, Mohammad Reza Shah Pahlavi, One To'man, Yek To'wman, Iranian Currency
10 Rials, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  One To'man, Yek To'wman, Iranian Currency20 Rials, 2 To'man, two Toman,  Mohammad Reza Shah Pahlavi -Iranian Currency
20 Rials, 2 To'man, two To'man, Iranian Currency
50 Rials, 5 To'man, five To'man, Iranian Currency50 Rials Shah Paper Money Bill, 5 To'man, five Towman,  Mohammad Reza Shah Pahlavi -Iranian Currency100 Rials, 10 To'man, Dah Towman, Iranian Currency
100 Rials, 10 To'man, Dah To'man, Iranian Currency100 Rials, 10 To'man, Dah Towman, Iranian Currency
100 Rials, 10 To'man, Dah To'man, Iranian Currency100 Rials, 10 To'man, Dah Towman, Iranian Currency
100 Rials, 10 To'man, Dah To'man, Iranian Currency100 Rials, 10 To'man, Dah Toman, Iranian Currency
100 Rials, 10 To'man, Dah To'man, Iranian CurrencyOld & rare 500 Rials, 50 To'man, Panjaah Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency
Old & rare 500 Rials, 50 To'man, Panjaah Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency500 Rials, 50 To'man, Panjaah Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency
500 Rials, 50 To'man, Panjaah Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency1000 Rials, 100 To'man, Sad Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency
1000 Rials, 100 To'man, Sad Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency5000 Rials, 500 To'man, PonSad Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency
5000 Rials, 500 To'man, PonSad Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency10000 Rials, 1000 To'man, Hezar Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency10000 Rials, 1000 To'man, Hezar Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency10000 Rials, 1000 To'man, Hezar Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency
10000 Rials, 1000 To'man, Hezar Towman, Mohammad Reza Shah Pahlavi,  Iranian Currency10000 Rials, 1000 To'man, Hezar Towman, Iranian Currency10000 Rials, 1000 To'man, Hezar To'man, Iranian Currency


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط حمید در سه شنبه چهارم بهمن 1384 ساعت موضوع | لینک ثابت


تاریخجه اراک

علل بناي شهر:

چون شهر اراك جديد التاسيس است بنابراين دو عامل اساسي را بايد مورد توجه قرار داد.

عامل سياسي – عامل اقتصادي

1-   عامل سياسي

در اوايل سلطنت قاجار در بلوك عراق (نواحي بين شهرهاي قم، ساوه، همدان، ملاير، بروجرد، گلپايگان و اصفهان) بعلت وسعت زياد نزديك به 9000 كيلومتر مربع و در حدود يكهزار روستا با جمعيتي فراوان. هميشه ناامني و اختلافات محلي و بخصوص هجوم گاه و بيگاه ايلات و عشاير مجاور كه گاهي حتي امنيت مركز ايران را بر هم ميزدند و نبودن پادگان دائمي نظامي و دور بودن از مركز حكومت و عدم اطاعت از حكام شهرهاي مجاور كه گاهي موجب مي شد قشون مركزي براي آرامش و امنيت به اين منطقه گسيل شوند، نظير لشگر كشي سپهدار در زمان فتحعلي شاه براي مبارزه با اهالي دلف آباد .

در زمان فتحعليشاه قشوني به نام قشون عراق تشكيل گرديد و سپهداري آنرا فتحعليشاه به يوسف خان گرجي محول نمود (1224 هـ). ژنرال سيندلر انگليسي : سلطان آباد در سال 1808 ميلادي توسط يوسف خان گرجي كه حاكم ولايت عراق عجم و فرمانده سپاه پياده نظام دوازده هزار نفري آن سامان بود بنا شد. اين سپاهيان منظم بدنبال توصيه هاي ژنرال گاردان فرانسوي بوجود آمده بودند.

يوسف خان گرجي از فتحعليشاه تقاضا نمود كه براي مركز قشون عراق عجم، قلعه اي نظامي احداث نمايد. پس از موافقت شاه، محل فعلي شهر به علت موقعيت جغرافيائي و نظامي. (سوق الجيشي) مناسب تشخيص داده شد (محل شهر از سه طرف به وسيله كوهها و از طرف شمال بوسيله درياچه نمك و دشت فراهان احاطه شده است).

از طرف ديگر چون در آن زمان مساله سربازگيري به شكل امروزي نبوده و در موقع لزوم از مردم روستاها به عنوان داوطلب و چريك و مزدور استفاده مي كردند. بنابراين در منطقه عراق مركزي بدين مناسبت ضروري بنظر مي رسيد. گذشته از مسائل فوق براي اداره منطقه از لحاظ اداري و كاركنان حكومتي پايگاه و مركزي لازم بود كه به خاطر مسائل فوق قلعه يا دژ نظامي سلطان آباد احداث، سپس به نام قلعه سلطان آباد پس از آن به نام سلطان آباد. آنگاه عراق و سرانجام در سال 1316 هـ.ق به نام اراك ناميده شد.

2-   عامل اقتصادي

نواحي وسيع منطقه عراق از مناطق پرجمعيت و حاصلخيز ايران و اين محدوده داراي بلوكات ششگانه زير بوده است.

بلوك فراهان، بلوك شراء بلوك برچلو، بلوك وفس، بلوك سربند و بلوك كزار كه حدود يكهزار روستا را شامل بوده و داراي محصولات كشاورزي فراوان به علاوه مركز بافت قالي كه از لحاظ اقتصادي و مرغوبي شهرت جهاني داشته كه حتي نام ساروق در اكثر كشورهاي اروپائي و امريكا با قاليچه ايران همراه بوده است.

بنابراين روستائيان منطقه براي مبادله كالاهاي خود مي بايست حدود 100 كيلومتر پياده و يا با چهارپايان طي طريق كنند تا بتوانند محصولات كشاورزي و يا صنعتي خود را به بازار فروش شهرهاي مجاور برسانند لذا لازم بود كه در مركز اين ناحيه وسيع، شهري بوجود آيد كه محل مبادله كالا و محصولات كشاورزي روستائيان باشد و چون خط كاروان رو تهران، قصر شيرين، خسروي از اين منطقه عبور مي كرد (فراهان، ساروق، خنداب و ميلاگرد) و بوسيله اين راه عراق با اكثر شهرها ارتباط پيدا مي كرد. گواينكه در گذشته هاي دور شهرهائي مانند كرج، دلف آباد و دسگترده مركز مبادله كالا بوده اند. مساله جمع آوري ماليات بخصوص صنعت فرش حائز اهميت بوده بطوريكه پس از مدت كوتاهي كه از بناي شهر گذشت حدود 30 كمپاني خارجي كه از همه مهمتر كمپاني زيگلر انگليسي بود كه مركز آن در منچستر و شعبه آن در سلطان آباد داير و پس از مدتي اداره گمرك جهت تسهيل امر صادرات در شهر بوجود آمد بطوريكه طبق نوشته ظل السلطان حاكم عراق در سال حدود دويست هزار ليره ارز بخاطر صادرات فرش وارد اين شهر مي شده است.

تاريخ بناي شهر اراك طبق نوشته شادروان استاد دهگان.

«در محل فعلي شهر اراك ده بزرگي به نام دستگرده يا دستجرده وجود داشته است و از آثار آن ده قناتي به نام قنات ده كه در جنوب اراك جاري باقيمانده است. تاريخ خرابي دستگرده تا كنون معلوم نگرديده است و عده يي اين خرابي را هم به حساب خرابيهاي افاغنه مي گذارند». در اوايل دولت زنديه 9 روستا يا قلعه در محل ده يا شهر سابق ساخته شده است كه اسامي آنها بدين قرار است: 1- قلعه قادر 2- قلعه نو 3- قلعه طهماسب 4- قلعه باباخان 5- قلعه آسميع 6- ده حصار 7- ده كهنه 8- قلعه سليم 9- ده آزادمرادآباد اين 9 قلعه يا روستا در دو طرف رودخانه شهر در ضلع جنوبي اراك بوده اند.

خرابه هاي قلعه نو در جنوب شهر باقيست، قلعه حاج طهماسب در شرق قلعه نو، قلعه سليم درشمال شهر و در كنار زمينهاي و رزنه بوده است. قلعه خان باباخان در منتها عليه خيابان عباس آباد. قلعه آزاد مراد آباد در نزديكي زمينهاي ورزنه، قلعه آسميع (آقاسميع) در نواحي پل گردو (پل راه آهن) در جنوب شرقي شهر.

حصار در غرب اراك كنار رودخانه، ده كهنه نزديك حصار و قلعه قادر نزديك كره رود.

اين نه روستا در دو طرف رودخانه قرار داشته اند. بدين ترتيب: حصار، ده كهنه، و قلعه هاي سليم و آزادمراداباد در غرب رودخانه، قلعه نو و بقيه در شرق رودخانه.

يكي از عواملي كه در اكثر روستاهي ايران موجب اختلافات و چند دستگي بين روستائيان بوده است تقسيم آب مي باشد. روستاهاي نه گانه هم از اين بليه اجتماعي مستثني نبوده اند. تا اينكه همانطور كه در قبل اشاره شد، محمد يوسف خان گرجي مامور ساختن قلعه يي نظامي مي گردد. اين قلعه با نقشه قبلي و انديشيده بوده است و از نوع شهرهاي شطرنجي مي باشد و در آن پيش بينيهاي لازم براي اسكان مامورين دولتي و ساير افراد و سرويس ها و خدمات متداول آنروزي شده بود.

تا اينكه بناي ساختمان شهر باتمام ميرسد. در آن هنگام سپهدار روستاهاي نه گانه را  ويران و تمام اهالي را در شهر جديد اسكان ميدهد، در استقرار اهالي جدائي مكاني گذشته كاملاً رعايت شده است باين ترتيب كه اگر بازار را بجاي رودخانه فرض كنيم، اهالي حصار و ده كهنه و قلعه هاي سليم و آزادمرادآباد در قسمت غرب بازار (محله حصار) و ساكنين ساير قلعه ها را در قسمت شرق بازار به نام (محله قلعه) اسكان مي دهد. ناگفته نماند كه گهگاهي بين ساكنين دو محله جديد اختلافات قديمي ظاهر گشته و موجب ناراحتي هائي شده است.

 

تاريخ بناي شهر طبق سنگ نوشته هاي سر در بازار و جلو مدرسه سپهداري كه هر دو از بين رفته اند جمله «نموديوسف ثاني بناي مصر جديد» مي باشد كه با حساب جمل برابر با 1231 هجري و قمري و 1808 ميلادي مي باشد. اضافه مي كنم كه بناي شهري انديشيده مشتمل بر بناي بزرگ اراك دولتي شامل كليه ادارات آن روز، مدارس متعدد، تعداد زيادي مسجد و حمام و كوچه و اماكن مسكوني به علاوه دو بازار عمود بر هم و تيمچه هاي متعدد و برج و بارو و تمام تاسيسات شهري در مدت چند سال ساخته شده و تاريخ فوق سال اتمام بنا مي باشد.

نام شهر ابتداء قلعه نظامي، بعد سلطان آباد، شهرستان عراق و در سال 1316 شمسي كه راه آهن سراسري شروع بكار نمود به اراك مبدل گشت.

Image-02.JPG (67634 bytes)Image-07.JPG (58835 bytes)Image-01.JPG (43228 bytes)Image-05.JPG (72530 bytes)Image-04.JPG (76118 bytes)

Image-06.JPG (85282 bytes)07.jpg (58177 bytes)06.jpg (47741 bytes)05.jpg (28991 bytes)

 



 

نوشته شده توسط حمید در یکشنبه دوم بهمن 1384 ساعت موضوع | لینک ثابت