شکسته شدن رکورد سرعت قطار در ایران

با آغاز به کار واگنهای ترنست که تولیدمشترک واگن پارس اراک و زیمنس اتریش است

وهم اکنون در خط تهران-مشهد با سرعت ۱۶۰ کیلومتر درساعت حرکت میکند زمان

مسافرت به ۷ ساعت رسیده.

بهای بلیط برای هر نفر حدود ۲۰ هزار تومان.

سینمای ترکیه

 

01اولین پایان خوش

 

مصاحبه با یلماز اردوغان، پدیده سینمای ترکیه

 

کسانی که سینمای آسیا را در دهه گذشته دنبال کرده اند یا به سینمای ترکیه علاقمند هستند، با نام یلماز اردوغان آشنا و چه بسا ازطرفداران او هستند. یلماز اردوغان یک پدیده به تمام معناست. متولد ١٩٦٨ حکاری، در نزدیکی مرز ایران و  یکی از محروم ترین شهرهای ترکیه ، که در کودکی برای تحصیل به آنکارا مهاجرت کرده است. ابتدا خانواده اش تصمیم گرفته بودند که در رشته معماری تحصیل کند، اما شیفتگی وی به تئاتر سبب شد تا تحصیل در این رشته را نیمه تمام گذاشته و در تئاتر فرهان شنسوی-یکی از بازیگران مشهور تئاتر ترکیه- به بازیگری بپردازد.سپس در برنامه پربیننده لونت کیرجا به نام آن قدر خواهد شد بازی کرد. کار بعدی او نویسندگی و بازی در مجموعه تاکسی امید در تلویزیون دولتی ترکیه بود. اردوغان با نوشتن نمایشنامه ضروری است به شهرت رسید. این نمایش بیشترین تعداد بازیگر در تاریخ نمایش ترکیه را داشت و به مدت چهار سال بر صحنه بود. نمایشنامه بعدی او به نام زن بودن ما را بس نیز به مدت پنج سال روی صحنه بود. فعالیت مستمری تئاتری او با همکاری نجاتی آکپینار منجر به تاسیس موسسه فرهنگی بشیکتاش شد. این موسسه در طول سال های گذشته بازیگران با استعدادی به سینما و تئاتر ترکیه اهدا کرد. اعضای این موسسه در تمامی نمایش های اردوغان حضور دارند. کسانی چون دمت آکباغ یا آلتان ارککلی که امروزه از بازیگران مشهور سینما و تئاتر ترکیه به شمار می روند. بزرگ ترین پروژه تئاتری اردوغان در این موسسه تولید مجموعه تلویزیونی یک سبد نمایش بود که هفت سال به طول کشید. نمایش موزیکال اوتوگارگارا نیز همزمان به صحنه آمد و اجرای موفق آن چهار سال به طول کشید.

اردوغان در سال ٢٠٠١ پس از سال ها کار تئاتری موفق با همکاری عمر فاورک سوراک فیلم ویزون تله- تلفظ غلط و عامیانه کلمه تلویزیون- را کارگردانی و در نقش اصلی آن بازی کرد. فیلم درباره ورود تلویزیون در دهه هفتاد به روستایی دورافتاده در ترکیه و به نوعی سینماپارادیزو- یا بهتر بگویم تلویزیون پارادیزو- سینمای ترکیه بود و به سرعت تبدیل به پر بیننده ترین و پر فروش ترین فیلم تاریخ سینمای ترکیه شد. ویزون تله موفق شد تا جایزه تماشاگران در جشنواره مدیترانه ای کولوگن و جایزه پرتقال طلایی بهترین بازیگر مرد/آلتان ارککلی، بهترین بازیگر زن/دمت آکباغ و بهترین موسیقی را از جشنواره آنتالیا دریافت کند. توفیق فیلم باعث شد تا سه سال بعد اردوغان قسمت دومی به نام ویزون: تله توبا را به تنهایی نوشته و کارگردانی کند. قسمت دوم نیز هم چون قسمت پیشین رکورد فروش در گیشه را شکست و اینک بعد از گذشت یک سال ، اردوغان با فیلمی متفاوت بازگشته است. فیلمی که بر خلاف ویزون تله ها در شهر می گذرد و ماجرای جدال میان گروه های تبهکار و سوپرمنی است که از نجات انسان ها خسته شده و قصد خودکشی دارد.

02یلماز اردوغان فقط کمدین یا کارگردان تئاتر و سینما نیست. او نویسنده و شاعر نیز هست و تا امروز چند ین کتاب و دو آلبوم شعر با صدای خود وی به بازار آمده است. او یکی از مردمی ترین چهره های فرهنگی ترکیه است، پدیده ای هم چون پرویز صیاد خودمان- کسانی که ویزون تله ها را دیده اند از شباهت امین دیوانه و صمد با خبر هستند- و طبیعی است که گیر انداختن هنرمند پرکاری چون او کار ساده ای نبود. این گفت و گوی سرپایی بیست دقیقه ای بعد از نمایش افتتاحیه کارهای سازمان یافته یا بهتر بگوییم تبهکاری های سازمان یافته  صورت گرفته است. کارهای سازمان یافته هم زمان با ترکیه در هلند و فرانسه اکران شده است. 

کارنامه

سریال های تلویزیونی: عشق جاودانی، یک سبد نمایش.

فیلم ها: ویزون تله، ویزون تله- توبا، کارهای سازمان یافته.

تئاتر: سلطان سلیمان خان قانونی و رمبو، زن بودن ما را بس، اوتوگارگارا، تو اصلاً کرم شب تاب دیده ای؟، کلمات درون جیبم، من یک جوریم می شه.

آلبوم ها: خوش تیپ شهر گمشده، حالا تو می روی یا هر کس شبیه تو خواهد شد.

 

03مستقیما می رویم سر فیلم تان، دو فیلم قبلی در روستا می گذشت و فیلم فعلی در شهر؛ آیا موقع نوشتن یا ساختن آن دچار مشکلی شدید؟

نه چندان، خیلی ها چون فیلم ساختن را از ده شروع کرده ام شاید این طوری فکر کنند. در صورتی که از ١٩٨٥ در استانبول زندگی می کنم. خیلی ها چون فبلا یک فیلم شهری نساخته ام شاید این طوری تصور کنند که:" بگذار ببینیم تو استانبول چطوری فیلمبرداری خواهد کرد، اولین دفعه شه!". اما ما قبلاً در استانبول فیلم های زیادی ساخته ایم، مثلاً فیلم های تبلیغاتی ، هفت سال تمام یک سبد نمایش را در این شهر ساختیم. یعنی استانبول شهری است که بافت اش را خیلی خوب می شناسم. وقتی در استانبول فیلم می سازید باید تصمیم بگیرید مرکزیت شهر برای شما کدام محله است، من برای فیلم ام استانبول قدیمی را انتخاب کردم. جایی که برای شخصیت های قصه ما مناسب ترین مکان بود. از نظر جغرافیایی به این مکان تعلق داشتند.

 

انتخاب چنین قصه ای که امروز جنایت های خیابانی در استانبول اوج گرفته، مثل کیف قاپی که هر شب در تلویزیون شاهد آن هستیم، و ساختن آن یک ریسک است. اما به نظر می رسد خیلی خوب از پس آن بر آمده اید.

راستش وقتی داشتم فیلمنامه را می نوشتم، یعنی حدود دو سال قبل، این قدر اوج نگرفته بود. باور کنید اتفاقات عجیبی توی کشور ما رخ می دهد، یک چنین سوژه ای را انتخاب می کنیم؛ دزدی اوج می گیرد. توی تیتراژ می نویسیم: سیلی چیست، و چطور زده می شود؟ بلافاصله مشت و لگد بحث روز می شود. مصیبتی است آقا، خلاصه با چنین فرایندی روبرو هستیم.

 

04خیلی ها می گویند که با ساختن این فیلم جهت کارهایتان را عوض کرده اید، اما من یک تداومی در کارتان می بینم، مثلاً در پایان نیمه اول فیلم این طور گفته می شود: این حکایت یکی از فرودستان جامعه نیست، بلکه قصه ای متعلق به اقلیت است.

راستش را بخواهید من وضعیت ترکیه را همیشه شبیه به وضعیت سوپرمن صمد می بینم. قصه، قصه انتخاب است. یا دزدی می کنی، یا از تو خواهند دزدید؟ با این چنین برداشتی، این فیلم یک چشم انداز زیبا از ترکیه است. در شخصیت های آثار من یک تداوم وجود دارد، اما من در هر فیلم تازگی راجستجو می کنم. البته با حفظ اسلوب خودم و در عین حال اسیر اسلوب خودم هم نمی شوم و اجازه نمی دهم که بگویند" فیلم های اون همیشه این طوریه ". اصلاً نمی خواهم فیلم هایم شبیه همدیگر باشند.

 

خوب با این چیزی که گفتید می خواهم بپرسم که چه اتفاقی برای شخصیت امین دیوانه ویزون تله آمده؟ آیا بین آسیم نویان کارهای سازمان یافته و امین دیوانه ارتباطی وجود دارد؟

در واقع هیچ ارتباطی وجود ندارد. راستش هم موقع نوشتن و هم موقع تماشای فیلم متوجه ارتباطی نشدم. او هم خواهر و برادری ندارد، هیچ کسی را ندارد. یک چنین شباهتی دارند. به غیر از این هیچ شباهتی به هم ندارند. شاید این شباهت از بازی من می آید. راستش ، به رغم این که سومین فیلمم بود، بازی در این نقش را مناسب خودم دانستم.

 

05تفاوت در روایت هم یکی از وجوه متفاوت فیلم اخیرتان با آثار قبلی است. در دو فیلم قبلی تان ، با وجود این که قصه فیلم کلاً کمدی است، با پایان های تراژیک و می شود گفت حتی ملودراماتیک روبرو هستیم. اما در این فیلم وضعیت فرق می کند.

برای اولین بار در زندگیم یک پایان خوش ساختم. بالاخره توانستم این کار را بکنم.

 

مگر در گذشته نمی توانستید پایان خوش بنویسید؟ از درون تان ریشه نمی گرفت؟

ضرورت قصه بود. ببینید ویزون تله قصه زندگی من در فاصله سال های ١٩٧٤ تا ١٩٨٠ است. سومین قسمت ویزون تله را الان دارم می نویسم، و باید با مقتضیات دوره ای که در آن می گذرد مناسبت داشته باشد. چون وضعیت ترکیه روز به روز عوض می شود، بنابر این تناسب قصه ما با دوره ای که در آن رخ می دهد، خیلی چیزها را می تواند تغییر بدهد. من اسیر قصه ام، هر چه که اون بخواهد انجام می دهم.

 

06واقعاً فکر می کنید پایان فیلم تان یک پایان خوش است؟

راستش به خوش بودن این پایان، با وضعیت فعلی اش، اعتقاد دارم. دهان، دماغ و صورت قهرمان ما از ریخت افتاده؛ آدمی که دچار کما شده تا چه حد می تواند خوشبخت باشد. پایان خوش برای من چیزی در این حد و حدود است.

 

آخرین سوال، قبل از آمدن به یکی دوتا از مصاحبه های تان تان نگاهی انداختم. بعضی سوال ها ظاهراً خیلی پرسیده می شوند و بعضی ها هم کسل کننده هستند. در مورد این فیلم کسل کننده ترین سوالی که از شما پرسیده چی بود؟

همه سوال هایی که قبل از دیدن فیلم پرسیده می شوند، کسالت آور هستند. اوایل از این سوال ها ناراحت می شدم، ولی دیگر عادت  کرده ام.

سایت رسمی یلماز اردوغان

ادامه نوشته

سرزمینهای دور

 گراتز دومین شهر اتریش ازسال ۲۰۰۴ بعنوان پایتخت فرهنگی اروپا انتخاب شد.

a15_graz.jpg (231715 Byte) Graz Uhrturm Schlossberg clocktowera51_graz.jpg (212969 Byte) Graz, Schlossberga50_graz.jpg (207346 Byte) Graz, Erzherzog Johann Brunnena16_graz.jpg (170138 Byte) Graz, Luegg

ادامه نوشته

استان مرکزی اراک

درباره استان مرکزی

جمعيت :

بر اساس سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 استان مركزي 1228812 نفر جمعيت دارد از اين تعداد 1/57 درصد در نقاط شهري و 9/42 درصد در نقاط روستايي سكونت داشت اند . در همين سال از كل جمعيت استان 156/616 نفر مرد و 656/612 نفر زن بوده اند . از جمعيت استان 3/38 درصد در گروه سني كمتر از 15 سال ، 1/56 درصد در گروه سني 15 تا 64 سال و 6/5 درصد در گروه سني 65 سال و بيشتر قرار داشته اند . سمت وسوي تمامي نقل و انتقالات داخلي و مهاجرين كه از خارج وارد استان شده اند كانون هاي شهري مخصوصاً در شهر اراك و ساوه بوده است . قبل از دهه اخير مردم استان براي يافتن كار و ادامه تحصيلات فرزندان و بالا بردن سطح زندگي خود از اين استان به استان هاي تهران و اصفهان مهاجرت مي كردند ليكن بر اثر جذب نيروهاي بومي ، بسياري از شهرستان هاي ديگر به اين استان مهاجرت كرده اند .

نژاد :

با توجه به مطالعات باستان شناسي و تاريخي سابقه سكونت در اين نقطه از ايران زمين به هزاره دوم و سوم ق . م باز مي گردد . بعدها تمدن هايي در اين سرزمين شكل گرفت كه هنوز آثاري از آن ها در تپه هاي باستاني و نقاط مختلفي از اين سرزمين وجود دارد . كه خود حكايت از رد پاي اقوام مختلف است .
بعدها با ورود اقوام آريايي و اختلاط آنها اين نژادها در هم آميختند . پس از اسلام نيز اقوام ديگري از جمله تركان و مغولان در اين نجد سكني گزيدند و با مردمان اين نواحي در آميختند .

زبان :

بيشتر مردم استان مركزي به زبان فارسي سخن مي گويند. زبان تركي نيز در اكثر روستاهاي اطراف اراك ، سربند و ساوه رايج است . در دليجان مردم به زبان راجي حرف مي زنند كه ريشه در زبانها و واژه هاي دوره مادي دارد .
در خصوص زبان راجي بايد گفت كه اين زبان بس شگفت كه نشانه هاي آن در بخشي از مركز ايران چون دليجان و محلات و نراق و ... برجاي مانده است . داستان از يك زبان نيرومند ايراني مي گويد كه به دليل ويژگي هاي برتر خود نشان مي دهد كه روزگاري دراز در يك قلمرو گسترده ، مركزيت داشته است و روز به روز با يورش زباني پر مي شود و در هم آهنگ و بي ريشه ، از سوي صدا و سيماي مركزي پهنه آن كمتر و كمتر مي شود البته بايد گفت ( گويندگان ايراني كه در شهرها و روستاهاي گوناگون ، با زبان هاي شيرين و ريشه دار خويش زير ستم زبان رسانه هاي گروهي هستند . بدان روي كه اين گفتارها از پايتخت ايران پخش مي شود نام آن را فارسي نهاده اند و گمانشان بر اين است كه اين سيستم از سوي زبان فارسي بر زبانشان مي رود ، باز آنكه اين زبان يك زبان آميخته از ده ها ، شايد صدها گويش گوناگون پديدار شده است كه ريشه و مايه ايي ندارد و پايگاه آن را هم ندارد كه با نام فارسي دري از آن ياد كنيم بلكه بهتر است آن را ً گويش تهراني نو ً بناميم زيرا كه زبان تهران كهن نيز تا بدين پايه درهم ريخته نبوده است و براي خود زيبايي و پايه و مايه و دستور داشته است . چنانكه در برخي از جاها تنها اندك پيرمردان و پير زنان واژه هاي آن را به ياد مي آورند ، و در برخي جاها تنها نام آن بر جاي مانده است اما خوشبختانه دليجان كه به گويش راجي خود دليگون خوانده مي شود كانوني بنيرو است كه هنوز آن را بر زبان فرزندان مي گذارند و اگر از سوي ادارات فرهنگ و آموزش و پرورش كوششي اندك در اين زمينه شود مي توان اميد بدان بست كه در آينده باز هم به گونه يك زبان روان در آن شهرستان بكار رود و ما نيز از برتري ها و ويژگي هاي آن چنانكه بايسته و شايسته باشد برخوردار گرديم .
زبان تركي : زباني اصلي اكثريت نقاط روستايي شهر ساوه مي باشد ولي فارسي تنها در شهر ساوه شهر مأمونيه و در روستاهاي آوه و الوسجرد ، زبان اصلي مردم مي باشد و در ساير نقاط به عنوان زبان دوم با آن محاوره مي شود . اما زبان كردي در روستاي قره چاي و شهر ساوه رايج مي باشد . زبان ارمني فقط در روستاهاي چناقچي بالا و لار ساوه رايج است . گويش الويري از مشتقات زبان پهلوي ميانه بوده و به گويش تاتي معروف است .
شهرستان محلات به زبان فارسي سخن مي گويند . گويش اهالي روستاي بزيجان محلات تركي با لهجه محلي است تمامي اهالي به زبان تركي صحبت مي كنند و همچنين همگي اهالي كاملاً به زبان فارسي مسلط مي باشند . اهالي دو روستاي سعادت آباد و امير آباد محلات به تركي صحبت مي كنند و اين مردمان نيز فارسي را خوب مي فهمند و گويش اهالي روستاهاي خورهه محلات فارسي با لهجه محلي است . افغاني هاي ساكن خورهه به فارسي ً دري ً صحبت مي كنند . اهالي روستاي عيسي آباد محلات فارسي با لهجه محلي است . گويش اهالي كوه سفيد محلات فارسي با لهجه محلي است كه در گذشته به لري صحبت مي كردند اما امروزه حتي افراد مسن نيز لري را به خاطر نمي آورند. نيم وري ها گويش رايج خودشان را فارسي مي نامند و گويش اهالي همه نقاط اطراف را متوجه مي شوند بجز دليجان كه راجي است . گويش اهالي گل چشمه محلات گويش خود را لفظ فارسي مي نامند و گويش نقاط همجوار را به خوبي مي فهمند بجز گويش اهالي دليجان . تفاوت گويش گل چشمه با ديگر نقاط اين است كه دو حرف ً ح ً و ً ع ً را مانند عرب زبانان ادا مي كنند . اما اهالي نينه محلات به دو دسته بختياري و زندي تقسيم مي شود كه بختياري ها به لري و زندي ها به لكي صحبت مي كنند . گويش مشترك بين دو طايفه لري است لازم به ذكر است كه لري و لكي رايج در روستا به شدت با فارسي آميخته شده و اغلب كلمات محاوره اي فارسي است . اهالي نينه محلات همگي به فارسي مسلط هستند . گويش روستاي يكه چاه محلات فارسي با لهجه محلي است كه به گفته اهالي روستاهاي ديگر خراساني صحبت مي كنند و لهجه شان متفاوت با ديگر روستاها است اما در برقراري ارتباط با اهالي نقاط ديگر مشكلي ندارند .
شهرستان خمين از مراكزي است كه به علت وجود دشت هاي حاصلخيز مهاجر پذير بوده است و اقوام مختلف در اين منطقه به چشم مي خورد . گروه هاي مهاجر به همراه فرهنگ و زبان مخصوص به خويش وارد شدند و بر اثر مرور زمان و در طي سالها در تبادلات فراواني كه با همسايگان داشتند . علاوه بر تأثير گذاري ، تأثير پذيري نيز داشتند . كما اينكه امروزه در گروه هاي ترك زبان منطقه به خوبي مشاهده مي شود كه زبان تركي كم كم به دست فراموشي سپرده مي شود و بجزء چند روستا جوانان رغبتي به يادگيري و استفاده از آن ، ندارند .در شهر خمين زبان هاي تركي و لري نيز رواج دارد . در روستاهاي مكان و خوگان فارسي نيز تكلم مي شود . در ميان مناطق بررسي شده در شهرستان خمين زبان تركي در غرب _ شرق و شمال و زبان فارسي در مركز و جنوب رواج دارد . روستاهاي اطراف شهر خمين فارس زبان هستند . همسايگان روستاي مكان ترك زبانند ، همسايگان روستاي خوگان نيز همچنين ترك زبان هستند . در نزديكي روستاي ريحان عليا ، روستاي فرنق ، آشمسيان اهالي برجك لر زبان هستند و بقيه به فارسي سخن مي گويند .
روستاهاي اطراف قيدو هما فارس زبان هستند . در شهر خمين و روستاي قيدو جوان ها از زبان زرگري براي شوخي و مزاح استفاده مي كنند . در بقيه نقاط بررسي شده زبان ساختگي وجود ندارد .
در طبقه بندي لهجه هاي ايراني ، آشتياني از زمره لهجه هاي مركزي ايران به شمار مي آيد و با لهجه هاي وفسي و امره اي ( رجوع شود به دائره المعارف بزرگ اسلامي ، جلد اول _ آب _ آل داوود صفحه 408 ) قرابت دارد . در سال 1335 خورشيدي اين لهجه در 7 محله از بخش غربي شهر آشتيان متداول بوده و تنها روستائياني كه بيش از 40 سال داشتند و در آن زمان تعداد آنان بيش از 1500 تن نبود . بدان سخن مي گفتند . فارسي به تدريج جاي لهجه قديم را گرفته است . تنها آثار مكتوب قديمي به اين لهجه ، اشعار ميرزا محمد علي بيدل آشتياني ( سده 11 ق / 17 م ) است كه در اصفهان پايتخت صفويان مستوفي بود . از مختصات اين لهجه به كار رفتن (ژ) در وسط و آخر كلمات ، غالباً به جاي (ج) فارسي است مانند واجب = واژو ، كاج = كاژ . اهالي شهر آشتيان فارسي زبان مي باشند اما لهجه آشتياني كه تا چند دهه پيش متداول بوده امروزه به ندرت توسط كهنسالان بكار مي رود .
در دليجان همانطور كه پيشتر اشاره شد اهالي به زبان فارسي سخن مي گويند اما در بعضي نقاط گويش راجي ، رايجي يا دليجاني حرف مي زنند . گويش دليجاني ( راجي ، رايجي ) بازمانده زبان باستاني ايران است . ً راجي ، منسوب و معرب ري است كه به عبارتي به ري نسبت داده شده است . اين واژه از دو جزء راج و ي شكل گرفته است و در كتب تاريخي گاه به صورت گويش (( رازي )) از آن نام برده شده است . راج ، معر (( راگ )) است كه در زبان پهلوي نام شهر ري بوده است . تا حدود هشتاد سال پيش در شهر دليجان و نراق ( به خصوص محلات قديمي آن مثل دنياداران و پايين ) مردم با گويش راجي صحبت مي كردند . اما امروزه به سبب ورود تلويزيون ، اين لهجه زير نفوذ زبان فارسي قرار گرفته و تنها سالخوردگان واژه ها و جمله هايي از آن را به ياد دارند و در برخي روستاها سالخوردگان فقط با اين بهجه سخن مي گويند و فارسي بلد نيستند . امروزه جوانان گرايش به سخن گفتن با اين گويش را ندارند و به يقين مي توان گفت كه رو به فراموشي است . تعدادي از مهاجرين نيز به لهجه هاي خود سخن مي گويند كه عبارتند از : زندي هاي : به زبان لكي سخن مي گويند _ لرها : به زبان لري سخن مي گويند و بختياري ها نيز به زبان لري حرف مي زنند .
منطقه سربند آخرين نقطه تركيب و اختلاط زباني است كه از يك سو تركي و از ديگري فارسي ، لري _ ارمني و كردي در تضاد و تجانس با يكديگرند اگر چه چند اقليت ارامنه بقيه سعي دارند خود را فارسي زبان جلوه دهند ليكن گويش محلي بويژه با لهجه هاي كاملاً آشكار نشان از وجود چند زباني را در منطقه مي نمايد .
مثلاً در مالمير و قائيدان كه مردمي با چهره هاي گويش لري و محلي دارند زبان خود را فارسي مي دانند و گاه ابراز مي دارند كه ما نه تركيم و نه لر هستيم و زبان بخصوصي داريم مثلاً به من مي گوئيم (( م Me )) در حاليكه لرها مي گويند (( مو Mo )) در نظر اينگونه افراد جنسيت فارسي برتري دارد كه نشان از يك انديشه پوچ و ساده گرايانه است و اين در حالي است كه در منطقه منطقه لر نشين يك لر با افتخار خود را لر مي نامد .
گرچه ريشه زبان فارسي و كردي و ارمني و گويش لري همبستگي تام دارند ليكن تغييرات صوري و اشكال مذهبي آنها را از هم جدا نمود . زبان كردي فقط بصورت ايلي (( كلهر )) وجود دارد . روستاهاي فارسي نشين به نسبت بيشتر از روستاهاي ترك نشين است و در زبان ايشان ته لهجه اي ديده مي شود .
زبان تركي برخي از اهالي اين منطقه منشعب از آسياي مركزي است . گويش لري منشعب از كردي كه همانطور كه اشاره شد برخي از افراد اين مناطق بدان سخن مي گويند .

زبان تاتي ( وفس )
«زبان»

زبان و گويش : دربارة گويش عراقي (اراكي) بايد گفت كه قبل از پيدايش شهر فعلي اراك در نقاط مختلف اين بخش از ايران لهجه هاي مختلفي وجود داشت، از جمله گويش «تاتي » دو منطقه وفس، لهجه مردم شرا (چرّا) و كزاز و سربند كه هر كدام دو صورت و آوا تفاوتهايي با هم داشته و دارند، اما پس از بقاي شهر اراك و اسكان گروهي مختلف در اين شهر و مهاجران مردمي با لهجه‌هاي مختلف به اين ناحيه يك تكنيك خاصي از لهجه هاي مختلف به وجود آمد كه تا پيش از پيدايش راديو و سينما و تلويزيون متداول بوده اما با پيدايش رسانه هاي گروهي و تسلط زبان (لفظ قلم) با لهجه تهراني و زبان رسمي دولتي گويش محلي كم كم فراموش گرديد و اينك مردم اراك تا حدي بدون لهجه بوده و كتابي يا تهراني سخن مي گويند . ولي در روستاهاي اطراف و خود شهر محاوره پيرمردان و پير زنان همان لهجه قديمي مي باشد كه بيشتر لغات و الفاظ ريشه در زبان اوستايي و پهلوي داشته كه امروزه در حال نابودي و از بين رفتن است و ضرورت دارد براي حفظ و نگهداري واژه هاي اصيل و سره قديمي به روستاها و در بين عشاير رفته و به جستجوي آن پرداخت، تا براين گنجية ادب دست يافت.

«گويش تاتي »

گويش تاتي مسلماً يكي از لهجه هاي قديمي زبان فارسي است و اگر اقوال شرق شناسان و زبان شناسان را ملاك بدانيم آثاري از زبان قديم اقوام ماد در آن باقي مانده است.
زباني كه تنها بدان سخن مي گويند در زمانها گذشته گسترش بيشتري داشته و به استناد شواهد عيني و پژوهشهايي كه انجام گرفته است كه زماني همة اهالي آذربايجان، قزوين و طارم را فرا مي‌گرفت. بعدها با اشاعه زبان تركي، تاتي كم كم از بين رفته و تنها ساكنان چند آبادي در سراسر ديار پيشين، اين زبان را نگهداري و تا به امروز رسانده اند. از شمار تاتها كنوني آمار درستي در دست نيست.
از پيشينة تاريخي و سير تكويني هنوز آگاهي چنداني در دسترس نيست، ولي مي توان گفت به قول احمد كسروي، تاتي كنوني ادامه و بازمانده آذري است.
او را نسكي نوشته است كه كلمة تاتي، ظاهراً اگر آغاز بر نژاد و قبيله اي اطلاق نمي شده است. قبايل صحرانشين كه اكثراً ترك بوده اند مردم زراعت پيشه و تخته قاپو ايراني زبان را كه در زير انقياد خويش درآورده بودند، تات مي خواندند. برخي ديگر از دانشمندان زبان شناس كلمة تات را با تاجيك مربوط مي دانند .
ملك الشعرا بهار نوشته است تات به معناي تازيك و تاجيك يعني فارسي زبانان ….. ايرانيان از قديم به مردم اجنبي تاجيك يا تاژيك مي گفته اند، چنانچه يونانيان بربر و اعراب، عجم يا عجمي گويند. اين الفاظ در زبان دري تازي تلفظ شرده و رفته رفته خاص اعراب گرديد. ولي در توران و ماوراءالنهر لهجه هاي قديم باقي مانده و به اجانب تاجيك مي گفتند . تات تلفظ تركي به معني عناصر خارجس ساكن سرزمين سرزمين تركان اين لفظ در كتيبه هاي اورخان – قرن هشتم م – آمده است و تاريخي طولاني و پيچيده اي دارد و تغييرات در معني آن راه يافته و مثلاً به ملل تحت استيلاي تركان و بالاخص – در دوره استيلاي تركان بر ايران – به ايرانيان اطلاق شده است.
بالاخره لفظ تات به گروه هايي از مردم ايراني نژاد ساكن ايران و قفاز اطلاق شده است كه به لهجه هاي تاتي تكلم مي كنند .
نكته ديگري كه بايد بر آن توجه داشت اين است كه در زبان ترك تات به معني لذت و مزه نيز آمده است.
اما در روش تحقيق پيرامون زباني كه در حال نابودي و فاقد خط و كتاب است آگاهي به يك هستة مركزي يا همان نمونه اي با توجه به مجموعه شرايط، اصيل تر لازم به نظر مي رسد . ليكن تعيين چنان هسته يا نمونه اصيل تر دشوارتر است مگر اين كه به ريشه و چشم اندازي از ويژگيهاي زبان مورد نظر در زبانها گذشته پي برده شد.
شواهد و دلايل موجود همان اندازه كه وجه اشتراك و ارتباط بين تاتي با اوستايي و پهلويي را تكان مي دهد ، گويايي پيوستگي هاي نزديكي با زبان مادي نيز هست. ام دياكونوف در تاريخ ماد صفحه 350 براين موضوع تأكيد نموده است. تشابه و تفاوت زبان پهلويي با زبانها ديرين مانند تاتي و اوستايي ظاهراً به همان گونه اي است كه تشابه و تفاوت تاتي با آن زبانها است. در فرهنگ واژه هاي تاتي به نمونه هاي بسياري برمي خوريم كه نشان مي دهد زبان ياد شده گاه از زبان پارسي و پهلوي ميانه هم به زبانها كهن تر نزديكتر است، اگرچه مشخصاً نوشته اي به زبان فارسي در دست نيست ولي با آگاهي از اين كه برخي از دانشمندان مثلاً دياكونوف و اورانسكي مادي و اوستايي را كه زبان جدا از هم دانسته اند باز چنين به نظر مي رسد كه زبان مزبور تفاوت چنداني با هم نداشته اند و اكنون تفاوتهايي در همان و در بين تاتي و تالشي وجود دارد. علمي ترين بررسي ها را دربارة لهجه هاي تاتي كه بازمانده زبان پيشين آذربايجان است. احسان يار شاطر در كتاب دستور زبان لهجه هاي تاتي جنوبي، لاهه – پاريس 1969 است.

دين :

قبل از حمله اعراب به ايران مردم اين منطقه پيرو دين زرتشتي بودند .وجود آتشكوه هاي بزرگ مثل آتشكوه وره در آشتيان و آتشكده خورهه در محلات و اتشكده برزو در راهجرد در 65 كيلومتري شمال شرقي اراك و اتشكده هاي ديگر ، دليل بر اين مدعا است . اكثر به قريب اتفاق مردم اين استان 6/99 درصد مسلمانند . ( شيعه اثني عشري ) ارمنيان و زرتشتيان مهمترين اقليت مذهبي استان هستند كه پيش از اسلام در اين نواحي بصورت پراكنده مي زيستند . در حال حاضر عده ايي بسيار كم از برادران و خواهران كليمي مذهب نيز در استان ساكن هستند .

علم یا ثروت

علم بهتر است يا ثروت

اين موضوع را در كودكي در زنگ انشا مي شناسيم درسي كه من هنوز دليل وجود آن را در دوره ي ابتدائي نمي دانم
اما اخيرن در كشور ما ثابت شده كه علم بهتر است! بسياري از مسئولان هر وقت پايشان به برنامه هاي زنده ي تلويزيوني باز مي شود كلي قيافه مي گيرند و مي گويند: بله علم بهتر است امروز كشور هاي قدرتمند دنيا همه از علم قدرت مي آفرينند بعد تن مرحوم فردوسي را به لرزه مي آورند و مي فرمايند :توانا بود هر كه دانا بود
اما به راستي علم بهتر است يا ثروت؟
به نظر من امروز اگر كشوري مثل امريكا قدرت بلامنازع جهان است به خاطر اين است كه دلارش در كشور ما هزار تومان است. ساده انديشي است كه بگوئيم به خاطر دانشگاه هاروارد و كلمبيا است
اما خب ما هم نفت داريم كه مي توان پولش كرد و قدرت. پس قدرت فقط در پول نيست
اما علم . دانشگاه هاي امريكا پايه و اساس نظام اجتماعي-اقتصادي و سياسي كشور است. در واقع عملكرد دانشگاه ها به مثابه مغز جامعه به آن پويائي بخشيده و آن را تنومند كرده و بر ثروتش و توان ديپلماتيكش افزوده
كشور ما نيز در عالم و دانشمند و نخبه دست كمي از امريكا ندارد اما خيلي ها مي گذارند مي روند همان امريكا يا آن ها هم كه مي مانند كار زيادي ازشان بر نمي آيد
پس كار علم تنها هم نيست. كار هردو هم نيست چرا كه ما هردو راداريم و باز هم هيچ نداريم
به نظر من هنر هر كشور و سياست مداران هر كشور فراهم آوردن زمينه اي براي توليد ثروت از علم وتبديل ثروت به قدرت است.آن چه كه در كشور ما اتفاق نيفتاده و قرار هم نيست كه اتفاق بيفتد
در ايران دانشگاه يك بخش جدا از زندگي اجتماعي سياسي و اقتصادي مردم است . گر چه دانشگاهيان در زمينه ي سياسي فعالند اما در همين زمينه هم در بين عامه ي مردم منشا اثر نيستند
در كشور ما دانشگاه چون جزيره اي مدرن است كه دولت وقدرت حاكم توان استفاده ي صحيح از آن را ندارد لذا علم دانشگاهيان آن قدر روي دستشان مي ماند كه تباه مي شود يا آن را به خارج از كشور برده و در ديار ديگري به كار مي گيرند.در ايران هنوز رابطه ي تعريف شده اي بين دانشگاه و صنعت-توليد و بازار وجود ندارد و تا زماني كه اين دو رودخانه موازي با هم حركت مي كنند و هر كدام به جائي مي ريزند نبايد چشم اميدي به رسيدن به توسعه ي پايدار داشت
حكايت ما مثل فردي است كه در خانه هم تلويزيون دارد هم آنتن اما سيمي ندارد كه رابط و مبدل خروجي آن ها باشد

چه خبر از صدام؟!!

صدام محاکمه شد يا بدل او؟

 صدام حسين حاضر نبود خودش را معرفی کند و بپذيرد که ديگر رئيس جمهور عراق نيست
 

۱۹ اکتبر، دادگاه رسيدگی به اتهامات صدام حسين آغاز شد. وی متهم بود که در طول چهل سال هزاران نفر را کشته است و به چند کشور حمله کرده است.

اما برگزاری دادگاه با مشکلات فراوانی همراه شد.

صدام حسين حاضر نبود در دادگاه خودش را معرفی کند. بسياری از کارشناسان فکر می کردند شايد اين مردی که در دادگاه است يکی از بدل های صدام است.

چند جلسه طول کشيد تا صدام حسين اسمش را بگويد، اما مشکل هنوز ادامه داشت. او نمی خواست قبول کند که ديگر رئيس جمهور عراق نيست.

بالاخره به او فهماندند که ديگر رئيس جمهور عراق نيست، وی در دادگاه اعلام کرد که آمريکايی ها او را شکنجه داده اند و حتی می خواست محل شکنجه را هم به حضار نشان دهد، اما همه چشمشان را بستند.

یاد آوری

عمري گذشت تا باورمان شد آنچه بر باد رفت ما بوديم ......

 

خرافات تاکی؟ !!!!!

میتوان گفت از سالهای دور فریبکاران از خرافه گری توده ی مردم بهره برده و به هدف های شوم خود رسیده اند.
بارها و بارها چنین خبرهایی را شنیده ایم که فلانی از روی توهین به فلان مقدسات یا فلان فرد مقدس تبدیل به یک حیوان شده!!!
به شماری از آنها اشاره میکنیم.


این خبریست که چندی پیش در یکی از روزنامه ها چاپ شده بود!

اما پس از چندی جریان گندش درآمد که همه دروغ بوده!!!
در هلند نمایشگاهی برپاست که شماری مجسمه از یک نوع حیوان فرضی را به نمایش گذاشته اند که در زیر از این نمایشگاه و این حیوان فرضی شماری عکس را میبینیم:

***

 

***

یا در این روزها خبرهایی منتشر شد که سگی به حرم امام رضا درون شده و در پای آرامگاه گریه را آغاز کرده که برپایه نوشته ی روزنامه ی جمهوری اسلامی مشخص شده که:

"روزنامه «جمهوري اسلامي» با توطئه خواندن ورود يك سگ به حرم امام رضا(ع)، از دستگيري عوامل باند مجري اين توطئه، خبر داد.

اين روزنامه نوشت: توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس حضرت امام رضا(ع) و مطرح كردن خبر آن در پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني كه طي دو هفته اخير شايعات زيادي را بر سر زبان‌ها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيري عوامل اين باند، خنثي شد.

اعضاي اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستي همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكي ضريح مطهر ببرند و با فيلمبرداري و انتشار خبر آن و تهيه «CD» اقدام به سودجويي نمايند.

متاسفانه بعضي مطبوعات در تهران و قم نيز خبر اين ماجراي ساختگي را با آب و تاب و عكس سگ و با لحني تأييد‌آميز به چاپ رساندند و به اين نكته بسيار روشن توجه نكردند كه سگ يك حيوان نجس‌العين است و حرم امام معصوم يك مكان مقدس مي‌باشد كه احكام شرعي خاصي دارد."

همچنین سالها پیش در شهر شیراز چو(شایعه) ای انداخته شده بود که دختری که به مقدسات بی احترامی کرده در سیستان به ریخت عقرب درآمده!!! و چه سفرهایی به سیستان نشد 

امان از خرافه و خرافه دوستی مردم!


یک سناریو برای شبهای برره تا اینقدر برنامه تکراری پخش نکنه!

چند روز از سقوط يک فروند هواپيماي سى ۱۳۰ در روستاي برره مي گذرد. در اين سقوط هولناک، مسافران هواپيما و عده ای از مردم پايين برره کشته شده اند. اهالی در کافه شب های برره جلسه کرده اند و ضمن خوردن نخودگلاسه و چايی نخود و نخود ِ شکلاتی در مورد پيامدهای اين سانحه با هم گفت و گو می کنند

(همهمه مردم)- خلبان سکته کرده بيد.
-نه بابا. "وي.او.آر" ش خراب شده بيد.
-شما هم چه زود گول وَخورين. من خودم وَديدم که يک چيزي آن پايين در ورفت، آن بالا خورد بهَش. غلط نکنم از ژاندارمري تير در وکردن.

ياور طغرل (با فرياد)- سرجوخه! اينا چرا اينجا اجتماع کردن؟ مگه من نگفته بودم که اجتماع بيش از دو نفر ممنوع.
سرجوخه- قربان. اهالي جمع شدن ببينن علت سقوط هواپيما چي بوده. بالاخره انسانن و ناراحت ميشن.
ياور طغرل- ببند حلقت را. مگر نمي دانند که سقوط هواپيماي نظامي، فوق سري و محرمانه است و کسي نبايد راجع بهش حرف بزنه؟
سرجوخه- چرا قربان، گفتم؛ ولي کو گوش شنوا. حالا براي اين که ساکت شون کنم مي فرماييد چي بگم؟
ياور طغرل- بگو ما براي بررسي اين سانحَه به يکي دو سال وقت احتياج داريم. تا آن موقع هيچ کس حق نداره در اين مورد حرفي بزنه. بگو سرنشينان هواپيما انسان هاي خوبي بودند که در راه استقلال و سربلندي برره کشته شدن.
سرجوخه- قربان. شما که روز اول فرموديد شهيد شدن!
ياور طغرل- ما به گور پدر مان خنديديم که گفتيم شهيد شدن. مي خواهي خرج روي دست ما بگذاري؟ آن روز متاثر شده بوديم يک چيزي از دهان مان در رفت.

***

شير فرهاد- کـَيانوش، اين که اين سرجوخه ميگــَه يعني چـَه؟
کيانوش- يعني اين که مقصر بي مقصر. يعني اين که هواپيما خودش همين طوري بيخودي سقوط کرده. يعني اين که ساختمون شما بوده که به هواپيما خورده نه هواپيما به ساختمون. يعني اين که بريد يکي دو سال سماق بمکيد. يعني اين که از پول خسارت خبري نيست. يعني اين که...
شيرفرهاد- يعني سرجوخه همه اين حرف ها رَ وَگفت؟ پس چرا ما حالي مان نشد؟ حالا که ژاندارمَري خسارت نميده، تو دست بکن تو جيبت خسارت مردم را وَده... آهاي کــَيانوش! باز داري کجا را نـَگاه وَکني؟

***

(همهمه مردم)-ميگن موتورش آتش وَگرفته...
-ميگن "اسکيژن" اش تمام وَشده...
-ميگن کفتر به دمش وَخورده...
-ميگن کمک خلبان روي زمين جا وَمانده و خلبان چون از کله ي سحر معطل بيده پشت فرمون خوابش وَبرده.

***

سردار- حالا طوري نشده. مگه بار اوله که هواپيما سقوط کرده، اين طور هياهو کردين؟
سالار- چي چي رو طوري نــَوَشده، جيــگر! چون تو پايين برره سقوط وَکرده چيزي نـَوَشده؟ اگه تو بالا برره سقوط کرده بيد خيلي فاجعه شده بيد؟

***

ياور طغرل- سرجوخه! يه نوار زرد مي کشي دور تا دور محل سقوط و احدي حق نزديک شدن به اونجا رو نداره. من از امروز اعلام مي کنم هيچ کس از اهالي برره حق نداره در مورد اين سقوط چيزي بگه تا نظر 32 کارشناس منتشر بشه. مفهوم بود؟ . به کيانوش هم بگيد بايد ساکت بمونه وشايعه سازي نکنه. شيرفهم شد؟
کيانوش- اصولا سقوط، فرآيندي است که با تغيير در ساختار تکنولوژي برره و برقراري ارتباط سياسي و اقتصادي با کشورهاي صاحب نام قابل اجتنابه و ما بايد سعي کنيم دشمني ها رو کم کنيم و تحريم ها رو از بين ببريم. ما بايد از شرره گرفته تا يانکي آباد با همه دوست بشيم. چه معني داره که برره با همه دشمني کنه و اين همه گرفتاري براي خودش درست کنه. ما...
ياور طغرل- ببند حلق ات را. حرف سياسي مي زني؟ سرجوخه! اينو بازداشت کن.
شير فرهاد- اين که اين کـَيانوش ميگه يعني چه؟ يعني ما بريم پاچه خاري يانکي آبادي ها رَ وکنيم؟ يعني لکه ي ننگي تو تاريخ برره ثبت وکنيم؟ نه! مي خوام بدانم ما که با اسکندر و مغول جنگيديم بريم با يانکي آبادي ها پالوده وخوريم و عشقولانه در وکنيم؟ بزنم از جات پا نشي؟
سحرناز به کيانوش- تو چرا با همکارات نرفتي "ما- نو-ور" ما از دستت راحت وشيم؟ نکنه مي خواهي لکه ي ننگ روي دامن ببره وذاري؟ ها؟ ها؟ ها؟

ليلون- شير فرهاد، تو پا تو از برره بيرون نــَوَذاشتي و تو شهر نبيدي – ببخشيد نبودي- ببيني اونجا چقدر هواپيماها تازه و مدرن بيد. خيلي هواپيماهاي اونجا با مال ما فرق وَدارن. هواپيماهاي ما در مقايسه با مال اونا مثل گاري بيدند – يعني بودند-.
شيرفرهاد- ها! من نديده بيدم؟! در هواپيماي برره، يک چيز مدرن بيد،... ليلون! اين که گفتي يعني چه؟
ليلون- اه، شير فرهاد! تو هم که هيچي حالي ات نوِ شَه!
شيرفرهاد- من حاليم نوَ ِشه؟! آهاي، سحرناز آن چوب را وَده يک کيانوش زنان، نشان وَدم...
کيانوش- يعني چه؟ هواپيما سقوط کرده، يک عده کشته شدن، يک عده نظر مي دن، من بايد بازداشت بشم؟ من بايد کتک بخورم؟ ديوار کوتاه تر از ديوار روزنامه چي جماعت پيدا نکردين؟ اي خدا! (خنده هاي هيستريک)...

جان نثار به ياور طغرل- اي شافتالو! اي آلبالو! اي هولو! هاواپيما اگر سقوط کرده بيد، همه اش تقصير اين کيانوش و همکاراش بيد. چشم شان کور مي خواستند سوار نبشوند. من جاي شما بيدم، همه شان را مي فرستادم "دوي اليف"، آب خنک بخورن. پاچه ات را آزاد کن بخارونم، اي شيرين بيان...

در گوشه اي ديگر از کافه، بگوري اشک ريزان شعري را که ساخته است مي خواند:

در خاک "برر" رو کله ي ما افتاد
رو نچوفسکو خور و حقيقت از من بشنو
تمام شکايت ها در سطل زباله افتاد

در همين لحظه ياور طغرل که از حرف و صحبت مردم کلافه شده ششلول اش را بيرون مي کشد و چند تير هوايي در مي کند. اهالي برره دو پا دارند، دو پاي ديگر قرض مي گيرند و فرار مي کنند.!!

!اگراین را ساختی آنوقت شیرفرهادی

نبوی online

علت سقوط سي 130

طلائي نيک، نماينده مجلس  علل سقوط هواپيماي سي 130 را بعد از يک ماه و نيم به شرح زير اعلام کرد:

1) نقص فني در سيستم ناوبري
2) نقص سيستم مراقبت پرواز فرودگاه
3) کاهش غير مجازسرعت ارتفاع
4) تغييرات شديد جهت هواپيما
5) عدم انصراف از تقرب توسط خلبان

ترجمه فارسي دري: هواپيما نقص فني داشته، فرودگاه هم نقص فني داشته، خلبان هم درست هواپيما را هدايت نکرده است. در حقيقت تنها مشکلي که وجود نداشته اين بود که مسافران هواپيما براي گرم شدن، در داخل هواپيما آتش روشن کنند يا خلبان را کتک بزنند. البته، صبر کنيد، يک خبر تازه رسيد! بنا به اعلام يک منبع آگاه ولي نه چندان متعادل، يکي از مسافران در هواپيما را باز کرده که از آن پياده شود و هواپيما به همين دليل سقوط کرده.
به نظرتان اين همه خبرهاي جالب و هيجان انگيز بامزه نيست؟ اما جالب تر از همه اينکه، ابوطالبي اعلام کرد: «مشکل سيستم رادار فرودگاه مهرآباد برطرف شد.» وي گفت: « فرودگاه مهرآباد در دو هفته اخير هواپيماها را بدون رادار هدايت مي کرد.» حالا که خيال تان راحت شد، مي توانيد برويد بخوابيد.

 

صادرات برره

اصولا دستيابي به اهداف تعيين شده، موضوع بسيار مهمي است. يکي از اهداف مهم دولت صدور فرهنگ انقلاب اسلامي در ميان ايرانيان سراسر جهان و همسايگان فارسي زبان است تا از اين طريق ارزش هاي انقلاب حفظ و منتشر شود. در همين راستا جلسه استاندار خراسان رضوي که براي صدور انقلاب به افغانستان سفر کرده بود، به هم خورد. طرف افغاني جلسه را قطع کرده و براي ديدن سريال «شب هاي برره» رفتند. استاندار خراسان گفت: «در کلام مردم هرات نيز اصطلاحات برره اي را شنيدم و اين نشان از صدور فرهنگ انقلاب  دارد.» يکي از آگاهان بي ادب گفت: اون جاي عمه آدم دروغگو. محل دقيق عمه مذکور معلوم نيست.

عکسهای بازی پرسپولیس وبایر مونیخ

 

بالا بردن سرعت اینترنت تا115.2صد در صد واقعی

تا حالا شده از سرعت پایین اینترنت و دانلود ناراضی باشید ؟ مسلما جواب اکثر کاربرایی که از Dial Up استفاده میکنند "بله" هست.این توضیحات در مورد ویندوز XP هستند و بر روی سیستم عامل ایکس پی تست شده اند.
استارت منو را کلیک کنید بعد کنترل پنل را باز کنید در پنجره کنترل پنل روی ایکون Phone and Modem Options کلیک کنید تا پنجره مربوطه باز شود در این پنجره به سربرگ Modems رفته و مودم خود را انتخاب کنید دقت کنید که اگر در این پنجره چند گزینه دارید و نوع مودم خود را هم نمیدونید ببینید کدام گزینه با Com3 معرفی شده همان گزینه را انتخاب کنید بعد کلید Properties را  بزنید تا پنجره مربوط به مودمتان باز شود در این پنجره به سربرگ Advanced بروید و در کادر Extra initialization commands عبارت FX&AT را با حروف بزرگ تایپ کنید سپس پنجره های باز شده را ok کنید .
تا اینجا مربوط به سرعت اینترنت بود ادامه مطلب مربوط میشه به سرعت دانلود .
برای بالا بردن سرعت دانلود ابتدا استارت منو را باز کرده سپس بر روی کنترل پنل کلیک کنید تا پنجره کنترل پنل باز شود در این پنجره بر روی ایکون Display کلیک کنید تا پنجره Display Properties باز شود سپس در این پنجره به سربرگ Desktop رفته و کلید Customize Desktop را بزنید تا پنجره Desktop Items باز شود در این پنجره به سربرگ Web رفته و کلید Properties را بزنید تا پنجره My Current Home Page Properties باز شود در این پنجره به سربرگ Download بروید و گزینه Limit hard-disk usage for this page to را فعال کرده و مقدار عددی آن را از 500 به 5000 تغییر دهید .
حالا به اینترنت وصل شوید و سرعت اینترنت خود را امتحان کنید.
 

سر آغاز

ای نام تو بهترین سرآغاز یاالله

بنام تو شروع میکنم.