شور شهادت حسين چه شهر را آشفته مى كند. دل ها پريشان مى شوند و غمگساران ساليانه در تكرار مكرر گذر زمان ياد حسين را زنده مى كنند. تاسوعا و عاشورا در تقويم حسينيان چون احياى قدرى ديگر است كه آن را قدر مى دارند. شب هاى تاسوعا كه قريب به روزى آذرنگ آگين در تاريخ است چه سوگوارانه عاشقان حسين نام او و حادثه سازان عاشورا را گرامى مى دارند.عاشورا كه مى آيد، در اين ظهر خونين بعضى به كنجى خزيده و آرام اشك مى ريزند. برخى به جماعت نوحه سرايى مى كنند و برخى ديگر به ياد خيمه هاى سوخته حسينيان خيمه مى سوزانند تا در اين شباهت دل خود را به لحظه پر صعوبت دلسوختگان عاشورا قرين كنند. هركس شيوه اى برمى گزيند و به آن شيوه در اين عاشورا دل مى شوراند.با اذان ظهر؛ طبل ها به صدا درمى آيند. سنج ها در بالاى سر محكم كوفته مى شوند، غمگينان واقعه عاشورا از حركت باز مى ايستند، بر سينه به رسم سوگوارى مى زنند و گونه تر مى كنند.... چرا كه حسين ديگر نيست. و وارثان پيامبر را به سختى و اسارت سوق داده اند. درد آفريدند تا زير اين بى داد، داد حسين دفن شود. چه انديشه دورى داشتند، اما فرياد زينب صداى خون حسين را در گوش ها مى خواند و هنوز پس از قرن ها، شيعيان او در كوچه پس كوچه ها نامش را فرياد مى كنند و در فريادشان صدق حسين را تصديق مى كنند.حسينا، بخواه از حيات دهنده و ممات دهنده تو و بشر كه زندگى و مرگمان را در سبيل سلاله تو بنهد و از آن سبيل نلغزيم. مباد كه به عزادارى تو عزيمت كنيم، مرثيه در رثايت بسراييم و سينه بر اين واقعه سرخ كنيم، اما فقط براى چگونه بودن قيام تو نه براى چرا بودن آن و چون حسين گرديدن. كه يافتن آن چرايى و با مرام تو عجين شدن صدها بار از گريستن براى تو خوش تر است. ياحسين، گر تنها تن سياه كنيم چه سود وقتى دل و جان با تو نياسود.مباد كه ريا در ياددارى تو رخنه كند و رنگ و لعاب تظاهر به شريعت و تضرع به فقد امامت عصمت جاى اذعان به حق و حقيقت را در ديانت تنگ كند.شفيع باش، تا اين دنيا به طينت طاهر بزييم و در آخرت با وجودى ناصر.حسينا، بودنت و رفتنت يكسره پيام زمزمه كرد. يارى ده تا ايمان را در نهادمان نهادينه كنيم و مماتمان در طريق ايمان موثر افتد. و يارى مان ده تا هم ديندار باشيم و هم آزاده بميريم و در برابر ستم سر برآريم كه "مرگ جز سعادت و زندگى با ستمكاران جز خوارى نيست"

مرا مرگ خوش تر از اين زندگى/كه سالار باشم كنم بندگى
بزرگى كه انجام آن تيرگى است/بر آن بهترى بر ببايد گريست
به نام نكو گر بميرم رواست/مرا نام بايد كه تن، مرگ راست
فردوسي