دوازد همین سالگرددرگذشت مهندس بازرگان

بسم الله الرحمن الرحيم
كُل مِن عَليهٰا فٰـان وَ يَبْقي وَجه رَبّك ذ ُوالجلال ِ وَ الا ِكرام
وصيتنامه بندۀ بيمقدار، محتاج عفو و رحمت پروردگار و درخواست كنندۀ دعای بندگان مؤمن و مهربان، مهدی بازرگان به دوستان ارجمند و به آشنايان و اهل لطف.
با اقرار به وحدانيت و ربوبيت خالق رحمن و با درود بر همۀ پيامبران علی الخصوص خاتم آنها محمد مصطفی صلی الله عليه و آله و سلم و بر اهل بيت طهارت و امامت.
اولين و مهمترين آرزو و توصيه ام به خانواده و خويشان و دوستان اين است كه رفتن من برايشان عبرت بوده، به زندگی هميشگی خيلی بزرگتری كه در پيش دارند، بيشتر از دو روزۀ دنيای گذران بينديشند و تدارك ببينند.
زندگی بی مرگ و انتها كه خبرش را فرستادگان خدا داده، ما را برحذر از آتش و عذاب و اميدوار به رستگاری و رضوانش كرده اند، بفرض كه كسی يقين بوقوع آن نداشته باشد، دليل قطعی هم به دروغ بودن و عدم آن ندارد. حال آنكه بنا به خبرها و هشدارهای شخصی چون محمد مصطفی و كتابی چون قرآن، شدت و مدت عذاب چنان وحشتناك و غير قابل تحمل است كه احتمال وقوعش را هر قدر كم و كوچك بگيريم، بايد آنرا بحساب بياوريم و راه احتياط هم كه شده باشد در پيش گيريم.
وصيت من اين است كه نه آخرت و قيامت را نفی و فراموش كنيد و نه روزی رسان و آفرينندۀ خودتان را كه براي جهان و غير او صاحب و گرداننده ای قابل تصور نبوده، اگر خودمان و جهان دروغ و خيال نباشيم، او هم دروغ و خيال نميتواند باشد. اينك كه دنيا و زندگي در مجموعه و متوسط، ناخشنودی و ناراحتی و زيانكاری است و جريان تاريخ بشريت در جهت افزايش گرفتاريها و سختيها يا توسعۀ ظلم و فشارهاست، بايد سعی كنيم كه در عوض آخرتمان در اثر تحمل و تلاش و با صبر و مرحمت آباد و خشنود كننده باشد.

مهندس مهدى بازرگان در خانواده ای مذهبى و اصيل و اهل آذربايجان، در سال۱۲۸۶ه ش، زاده شد. پدرش، «حاج عباسقلى آقا تبريزى» (۱۳۳۳- ۱۲۴۷ ه ش)، فرزند «حاج كاظم» بود كه به «آقاتبريزى» شهرت داشت. حاج عباسقلى آقا با «حاج امين الضرب» (فرزند «حاج محمد حسين امين الضرب»، از رجال سياسى و از بانيان اقتصاد نوين ايران و ميزبان «سيدجمال الدين اسدآبادى» در تهران) دوست بود و با هم همكارى داشتند. مدتى نيز رياست «هيئت تجارت» و «اتاق تجارت» تهران را بر عهده داشت كه البته بعدها رضاشاه هر دو را برچيد. او در دوران نهضت ملى از حاميان ملى دكتر مصدق بود و تلاش زیادی كرد كه نيروهاى ملى و مذهبى را به ائتلاف و حمايت از دولت و نهضت ملى وادار كند كه البته توفيق نيز يافت.
مهدی بازرگان تحصیل خود را در مدرسه «ثروت» آغاز کرد و سپس به «مدرسه سلطانى» رفت و تحصيلات متوسطه را هم در «دار المعلمين مركزى» (كه از اولين مدارس به سبك جديد بود) به پايان رساند.
پس از پايان دوره دبيرستان و موفقيت در امتحان اعزام به خارج در سال ۱۳۰۷، همراه سایر محصلان ممتاز اعزامى دولت، عازم فرانسه شد. نخست در مدرسه شبانه روزى شهر «نانت» اقامت گزيد و سپس در مسابقه ورودى مدرسه «سانترال» پاريس شركت كرد و، با كسب مقام اول در ميان ايرانيان و رتبه صدم در كل، مشغول به تحصيل شد. پس از هفت سال اقامت در فرانسه، در رشته «ترموديناميك» فارغ التحصيل شد و، در سال ۱۳۱۳، به ايران بازگشت.
بازرگان در راه بازگشت به ايران با دكتر «يدالله سحابى» آشنا شد که این آشنایی به دوستى و الفت عميقی تبديل شد و به همكاریهاى فكرى و اجتماعى و سياسى ارتقا یافت.
در هفت سال اقامت بازرگان در فرانسه، علاوه بر تحصيل، وی به فعاليتهاى فكرى و علمى و اجتماعى و قلمى نيز توجه داشت. روزنامه هاى فرانسه را مطالعه مى كرد و با برخى انجمنهاى سياسى و اجتماعى ارتباط داشت و به حوادث سياسى و خبرى دلبستگى نشان مى داد.
بازرگان، پس از ورود به ايران، به خدمت نظام رفت و، پس از اتمام دوره (۱۳۱۵)، با عنوان دانشيار، در دانشكده فنى تهران مشغول به كار شد و تدريس درسهای ماشينهاى حرارتى را به عهده گرفت. مهندس بازرگان در شركتی ساختمانى هم مشغول به كار شد و، به اتفاق تعدادی از دوستانش، شركت ساختمانى «اتحاد مهندسين ايران (اما)» را تأسیس کرد.
در سال ۱۳۱۸ (در سن ۳۲) ازدواج كرد که حاصل اين ازدواج ۵ فرزند شد.
در سال ۱۳۱۹، نخستين نوشته او به نام «چند يادداشت در ترموديناميك» منتشر شد. از اوايل دهه بيست، به فعاليت اجتماعى و فكرى و علمى در حوزه دين و تحقيقات اسلامى روى آورد. نخستين گام اين حركت آشنايى با «كانون اسلام» و سخنرانى در آن و نگارش مقالات در نشريه «دانش آموز» كانون بود.
وی در «انجمن اسلامى دانشجويان» هم فعالیت می کرد كه در سال ۱۳۲۱ عده اى از دانشجويان مسلمان آن را در تهران پايه گذارى کرده بودند.
مهندس بازرگان در جلسات سخنرانى انجمن اسلامى دانشجويان مشاركت فعال داشت و شمارى از سخنان خود را در آنجا ايراد كرد که تمامى آنها به صورت جزوه و كتاب منتشر شده اند، از جمله «كار در اسلام» است كه در سال ۱۳۲۵ چاپ شد. كتاب معروف «راه طى شده» نیز در همان انجمن منتشر شد.
بازرگان از مؤسسان و فعالان «كانون مهندسين ايران» بود که بعد از شهريور ۱۳۲۰ تشكيل شد. «حزب ايران» نيز از عرصه هاى فعاليتهاى فكرى و فرهنگى بازرگان بود. دو بار هم رياست دانشكده فنى دانشگاه تهران را (۱۳۲۴ تا ۱۳۲۹) به عهده گرفت. تدريس در مدرسه «قورخانه» و مدرسه «عالى فلاحت» كرج و دانشسراى مقدماتى تعليماتى دينى (كه دكتر سحابى در اواخر دهه بيست تاسيس کرد) از سایر فعالیتهای او بود.
مدت كوتاهى به معاونت وزارت فرهنگ انتخاب شد، اما مهمترين مسئوليت وی انتخاب او از جانب دكتر مصدق (نخست وزیر) براى عضويت در «هيئت خلع يد» از شركت نفت انگليس و سپس رياست هيئت مديره شركت نفت ايران بود كه در سال ۱۳۳۰ روى داد و حدود۹ ماه طول كشيد. بازرگان، به سبب ناهماهنگى و فقدان همكارى هيئت مديره و دسته بندى هاى داخل آن و همچنين اختلاف و كارشكنیهاى مخالفان دولت، استعفا داد و از فروردين سال ۱۳۳۱ به كار تدريس در دانشگاه بازگشت.
چندى بعد، مديريت سازمان لوله كشى آب تهران به وی واگذار شد. گرچه بازرگان در اين دوران سياسى نبود و ارتباط ويژه اى با احزاب سياسى نداشت، در حوزه اصلاح فكر دينى و اجتماعى با برخى از احزاب ارتباط مثبت يا منفى پيدا کرد. براى نمونه با «حزب ايران»، در چارچوب تفكر اجتماعى، همراهى داشت و با «حزب توده ايران»، به لحاظ فكرى و عقیدتی، مخالف بود.
بازرگان تا كودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در مجموع از سياست كناره گرفت، اما سالها بعد وارد دنياى سياست و مبارزات سياسى و حزبى و تشكيلاتى شد كه تا پايان عمر ادامه پيدا كرد. وی به «نهضت مقاومت ملى» پیوست كه پس از وقوع كودتا تشكيل شد.
بازرگان ناچار از مدیریت سازمان آب تهران کناره گیری کرد و بار ديگر به دانشگاه بازگشت و به كار تدريس و تعليم در دانشكده فنى مشغول شد.
انتخابات مجلس شورا و مجلس سنا در اواخر سال ۱۳۳۲ را دولت كودتا برگزار کرد و نهضت مقاومت تصميم گرفت در انتخابات شركت كند. نقش بازرگان در جريان اين انتخابات، به عنوان عضو فعال كادر مركزى، بسیار بارز بود. وی در صدور «اعتراضيه شخصيتهاى اسلامى و ملى در مخالفت با قرار كنسرسيوم نفت» دست داشت که به امضاى حدود ۷۰ نفر از سرشناسان دانشگاه و ادارات و بازار و رجال و معتمدين مملكت رسيده بود. صدور و انتشار این اطلاعيه با عكس العمل شديد رژيم كودتا مواجه شد و دست اندركاران نامه و امضاكنندگان هر كدام به نوعى مورد آزار قرار گرفتند. از ميان شخصيتهاى علمى و دانشگاهى نيز دوازده استاد با عنوان بازنشستگى از دانشگاه اخراج شدند كه يكى از آنها مهندس بازرگان بود. اخراج این عده چندان طول نكشيد و آنان بار ديگر به دانشگاه بازگشتند.
در فروردين ۱۳۳۴، فرماندارى نظامى تهاجمى وسيع را بر ضد نهضت مقاومت آغاز كرد و تعدادی را دستگير و بازداشت كرد، از جمله آيت الله «سيدرضا زنجانى» و مهندس بازرگان. مهندس بازرگان حدود پنج ماه در زندان ماند و پس از چند بازجويى بدون محاكمه و دادرسى (در اواخر شهريور ۳۴) آزاد شد و به كار خود در دانشگاه بازگشت.
تشكيل «جمعيت متاع» (مخفف «مكتب تربيتى اجتماعى») در این دوران دستاورد تلاش وی به همراه عده ای دیگر چون يدالله سحابى و آيت الله مطهرى و احمد آرام و دكتر مهدى حائرى يزدى است. «انجمن اسلامى مهندسين» هم با ابتكار و همت مهندس بازرگان و همكارى گروهى از مهندسان مسلمان در سال ۱۳۳۶ در پیوند با «متاع» تأسيس شد.
در سال ۱۳۳۶، نهضت مقاومت ملى جزوه «نفت» را به مناسبت امضاى قرارداد نفت ایران با شركت ايتاليايى «آجيپ» منتشر كرد. انتشار اين جزوه به دستگيرى سران و فعالان نهضت مقاومت و از جمله مهندس بازرگان انجاميد كه ۸ تا ۹ ماه طول کشید.
در ۲۵ ارديبهشت سال ۱۳۴۰، بازرگان و دكتر يدالله سحابى و آية الله سيدمحمود طالقانى «نهضت آزادى ايران» را تشكيل دادند و بازرگان دبيركل آن شد كه تا پايان عمر اين سمت را داشت. پس از انتشار اطلاعيه «اصلاحات آرى، ديكتاتورى نه»، آيت الله طالقانى و مهندس بازرگان و دكتر سحابى و ساير رهبران و فعالان نهضت بتدريج دستگير و بازداشت شدند (۳ بهمن ۱۳۴۱). رژيم پهلوى محاكمه سران نهضت آزادى را در دادگاه ويژه نظامى انجام داد که تمامى اعضاى آن را افسران گارد شاهنشاهى تشکیل می دادند. مهندس بازرگان در اين دوره به۱۰ سال زندان محكوم شد، ولی به همراه آية الله طالقانى در آبان ۱۳۴۶ آزاد شد.
پس از آزادى، ديگر امكان فعاليت سياسى علنى كاملا از بين رفته بود؛ از اين رو، بازرگان بیشتر به فعاليت فكرى و علمى و فرهنگى اجتماعى روی آورد. از جمله «سير تحول قرآن» را، كه در زندان آغاز كرده بود، در اين سالها ادامه داد و در اواخر دهه پنجاه به كمال رساند و در فواصل زمانى مختلف اين اثر مهم را در چند جلد به چاپ رساند.
بازرگان در به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی کوشش بسیار کرد. او از اعضای شورای انقلاب بود که به فرمان امام خمینی در دی ماه ۱۳۵۷ تشکیل شد. در آستانه پیروزی، شورای انقلاب مهندس مهدی بازرگان را به عنوان نخست وزیر دولت موقت پیشنهاد کرد و امام خمینی او را بدین سمت منصوب کردند، در حالی که هنوز دولت بختیار بر سر کار بود و روزهای پایانی عمر خود را می گذرانید.
دوره نخست وزیری وی مرحله گذار از رژیم شاهنشاهی به جمهوری اسلامی بود. بسیاری سیاستهای او را همتوان با پویایی انقلاب نمی دانستند، در حالی که او خود به سیاست «گام به گام» اعتقاد داشت و همین امر مخالفتهای وسیعی را در میان رهبران و دست اندرکاران انقلاب موجب شد.
دوره ریاست او بر «دولت موقت انقلاب» تا فردای تسخیر سفارتخانه امریکا ادامه یافت و وی در چهاردهم آبان۱۳۵۸ استعفا داد و امور کشور تا تعیین ریاست جمهوری به شورای انقلاب محول شد. بازرگان، در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی، نیز با بیش از یک میلیون رأی به عنوان نماینده مردم تهران و ری و شمیران به مجلس راه یافت.
مهندس مهدی بازرگان، سرانجام، در۲۹ دی ماه ۱۳۷۳ و در هشتاد و شش سالگی، درپی انتقال به سویس برای درمان بیماری قلبی درگذشت.
او آزادیخواه بزرگی بود که عمر خود را در راه مبارزه پیمود و به «چریک پیر» مشهور شد و حتی مخالفانش نیز در مرگ وی متأثر شدند و گریستند. او زندگی را جز مبارزه نمی دید؛ و نامش همچو ستاره ای درخشان در تاریخ ایران جاودانه خواهد ماند.
هرچند در مقطعی از این سالها مورد بی مهری های زیادی قرارگرفتند.

اینهم مطلب جالبی که آقای بادامچيان در مورد مهندس بازرگان در نشريه شما ، نوشته : در دور اول مجلس شورای اسلام(۱۳۵۹-۶۳) مهدی بازرگان هم به عنوان نماينده تهران حضور داشت، در جريان وقايع سال شصت و ترورهای منافقين و ...فضای شديد عليه بازرگان در مجلس ايجاد شد به طوری که حتی پاسداران محافظ مجلس هم موقع وارد شدن وی و دوستانش به مجلس، شعار "مرگ بر بازرگان" سر می دادند و خلاصه در نماز جمعه و صداوسيما و تظاهرات و ...اوضاع همينطوری بود، يک بار يکی از خانمهای نماينده رفت پشت تريبون مجلس و شروع کرد به فحش دادن به بازرگان و ليبرالها و ...بازرگان هم خنده ای کرده بود و به اطرافيانش گفته بود: کسی که به ما ...بود، کلاغ ...دريده بود!